تبليغاتX
لبخند بهانه ایست برای زندگی کردن



نویسنده : manuel ; ساعت روز

عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است ." ایتالیایی ها میگن:"عشق یعنی ترس از دست دادن تو !" ایرانی ها میگن :"عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق كه با یك ببخشید تمام میشود




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

وقتی قلبت شکست ٬خورده هاشو یه گوشه نگه دار.درسته که هیچ وقت مثل اولش

نمیشه اما شاید بتونی تکه های گم شده ی یه قلب دیگه باشی.




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

ماه به من گفت :

 اگر دوستت به تو پیامی نمیدهد چرا ترکش نمیکنی؟

به ماه نگاهی کردم و گفتم :

آیا آسمان تورا ترک میکند زمانی که نمیدرخشی؟




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

love 11e.gifc.gifr.gifa.gifm.giflove 11




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

وفا رو از ماهی ها یاد بگیر 
  که وقتی از آب در میان ؛ میمیرن 
  نه از زنبورا که وقتی از گلی خسته میشن؛ 
 
میرن سراغ یه گل دیگه  




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

همه می دانند کی به دنیا آمده اند
اما هیچ کس نمی داند  کی می میرد
اما این مهم نیست  که کی به دنیا آمده ایم یا کی میمیریم
تنها این مهم است که در این دنیا چگونه زندگی می کنیم



دسته بندی :



..

نویسنده : manuel ; ساعت روز

خدایا

 

بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم

 

هرکجا آزادگی هست ببخشایم

 

وهر کجا غم هست شادی نثار کنم

 

الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم

 

بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم

 

زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم

 

و در بخشیدن است که بخشیده می شویم

 

                                                        دکترشریعتی

 




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سر الله است
روزه داری که به مهر اسحار
بشکند نان جوین افطار ...

 

*****

توی سفره اش علی ( ع)
شربت خنک نداشت
در کنار نان جو
او به جز نمک نداشت

زرق و برق سفره ها
کم نمی شود ولی
کاش زندگی کنیم
مثل حضرت علی (ع)

 

*****



نیمه شبهای علی آکنده است
از مناجات و دعا و زمزمه
آسمان خانه اش بارانی است
هر سحر ، از غصه های فاطمه

باز هم می آید و در گوش چاه
مثل هرشب ، درد دلها کرده است
آه ، می دانم علی با نان خشک
باز امشب روزه را وا کرده است

 




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

b-pic4103.jpg

               دلم برای کسی تنگ است g-h4.gif

که آفتاب صداقت را

به میهمانی گل های باغ می آورد

و گیسوان بلندش را

- به باد ها می داد

و دست های سپیدش را

به آب می بخشید

             دلم برای کسی تنگ است g-h4.gif

که چشمهای قشنگش را

به عمق آبی دریای واژگون می دوخت

و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند



              دلم برا ی کسی تنگ است g-h4.gif

که همچو کودک معصومی

دلش برای دلم می سوخت

و مهربانی را

- نثار من می کرد.

             دلم برای کسی تنگ استg-h4.gif

که تا شمالی ترین شمال

و در جنوب ترین جنوب

همیشه در همه جا

-آه با که توان گفت

که بود با من و

- پیوسته نیز بی من بود

و کار من ز فراقش فغان و شیون بود

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

کسی .....g-h4.gif

- دگر کافی ست




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

متنفرم

The image “http://pink-pride.persiangig.ir/image/pink-pride/BlooD.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

اگر اشک ها نمی بود داغ سینه ها

  سرزمین وداع را می سوزاند

 کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی

 پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد

 هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی

 هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی

 همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای

 زود از دنیای تو می رود .

  امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :

 پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی

 افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .

 دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم

 کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد

 نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .

 من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن

 و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .

 زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین

 سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است

 که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .

 ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم

 به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا

 دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است

 دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند

 تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای

 دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم

 و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم..




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

یاد گرفتم که : 1- با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند . 2- با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند . 3- از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود . 4- تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم .




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

عکسهای عاشقانه    axduoni.blogfa

 در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم

و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم

نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان

قلبم به پایت افتاده است نرو

لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن

تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم

و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم

نرو.....

نگذار دوباره تنها شوم....

نرو.....




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ..... هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا این قدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه ...



دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

زندگی را اینگونه آموختم :

  از دوست بی وفایی... از شب تنهایی... از عشق رسوایی




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

در موقع شادی و رفاه دوستان زیادی اطراف تو جمع می شوند. اما درسختی ها وقتی به اطراف خود نگاه می كنی تنها تعداد اندكی از آنها را می یابی. دوستان واقعی همان تعداد هستند.




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

غضنفر جان سلام! ما اینجا حالمام خوب است. امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. این نامه را من میگویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد. بهش گفتم که این غضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده بود که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق میافته. ما هم 10 کیلومتر اینورتر اسباب کشی کردیم. اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان.

آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست. همین هفته پیش دو بار بارون اومد. اولیش 4 روز طول کشید ،‌دومیش 3 روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید

غضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. میگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زیر دستش هستن. از کارش راضیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه.

ببخشید معطل شدی. جعفر جان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت.

دیروز خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مایو یه تیکه بپوشن. این دختره هم که فقط یه مایو بیشتر نداره،‌اون هم دوتیکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جایی قد نمیده. خودت تصمیم بگیر که کدوم تیکه رو نپوشی.

اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره . فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی.

راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبرمیکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همین دیگه .. خبر جدیدی نیست.
قربانت .. مادرت.

راستی:‌غضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم، ‌ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم.




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

در فالهای تلخ شما بخت، بخت نیست
شیرین به انتظار تو مردن که سخت نیست!

دیدی خدا پرنده دل را نجات داد
وقتی شکست بال و پرش در مسیر باد

وقتی که خسته بود که تنها نشسته بود
وقتی دلش شبیه دل تو شکسته بود...

*

تو مثل یک درخت پر از سیب در بهشت
آرام دل سپرده به دستان سرنوشت

من بی توآن فرشتۀ درشهرخودغریب
در آرزوی بوسۀ دستان سرخ سیب...

یک شب خدا به چشم من و تو نگاه کرد
با یک نگاه! رابطه را رو به راه کرد

 آن شب خدا به شانه ما بال می کشید
بر باممان پرنده اقبال می کشید

باخاکمان به دست خودش عشق می سرشت
هرچند بسته بود قضا ،باز ، می نوشت

از قلب من به سینه تو راه می کشید
بین من وتو فاصله را  آه ، می کشید

از آههای سبز خدا زنده شد نسیم
پیچید در سکوت شب آوای یا/ کریم

وقتی نسیم دست تکان داد در دلم
سیبی ز شاخه های تو افتاد درد لم...

حوای دل به حضرت آدم سلام کن!
با یک سلام کار خودت را تمام کن

این انتهای هر چه غم توست «سیب» نیست!
این آشناست، دور اگر شد غریب نیست...

این سالهای سرد کجا بودی آشنا؟!
در روزگار درد کجابودی آشنا؟!

بالت شکسته است ؛!تو هم درد داشتی؟!
مانند من تو هم /قفسی سرد داشتی؟!


*

دیگر بس است خواب پریشان تمام شد
بخت چموش در دل این فال ،رام شد!




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

The image “http://i15.tinypic.com/54ef5fq.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

بی تو ،من کجا روم؟کجا روم؟

هستی من از تو مانده یادگار،

من به پای خود به دامت آمدم ،

من مگر زدست خود کنم فرار!

تا لبم، دگر نفس نمی رسد،

ناله ام به گوش کس نمی رسد،

می رسی به کام دل که بشنوی:

ناله ای ازین قفس نمی رسد...!




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

مادر، اگر دعای شبانگاهیت نبود
من در لهیب آتش غم می گداختم
مادر، اگر گناه نبود این به درگهت
بی شک تو را به جای خدا می شناختم
****
تا دیده ام به روی جهان باز شد، زشوق
لبخند مهربان تو جا در تنم دمید
فریاد حاجتم چو برون آمد از گلو
دست نوازش تو به فریاد من رسید
****
مادر، قسم به آن همه شب زنده داریت
که اندر سرم هوای تو هست و صفای تو
آیینه دار مهر و عطوفت تویی، تویی
خواهم که سر نهم به خدا من به پای تو
****
روزی که طفل زار و نحیفی بُدم زمهر
چون جان خود> مرا تو نگهدار بوده ای
مادر، به راه زندگی من فدا شدی
دایم مرا تو مونس و غمخوار بوده ای
****
دادی زکف جوانی و مویت سفید شد
ای وای من، که قدر تو اکنون شناختم
اکنون که پیریت به کنار آرمیده است
من نیز سوی وادی محنت شتافتم
****
مادر قسم به تو، که تویی نور کردگار
یزدان تو را، ز نور وفا آفریده است
نازم به آن شکوه و به آن عزّت و مقام
جنّت به زیر پای تو خوش آرمیده است




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

                             عشق بازی با خدا را دوست میدارم

                                                                  حرف دل را با خدا یم دوست میدارم

                            من نگاهی پاک را محرم خود دوستمیدارم

                                                                    من خدا رو دوست می دارم

                           من خدا را چون بی دریغ است و وفادار

                                                                                دوست میدارم

                           با همه احساس خود فریاد گونه

                                                                   با صدایی صد هزاران بار غرا

                          من بگویم ای خدا ، ای خدا

                                                          یاریم کن هرگز نگردم یک لحظه  هم از تو جدا




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

 تو این سرزمین از دشمنی تا دوستی یک لبخند ،  

از جدایی تا پیوند یک قدم ،

 از توقف تاپیشرفت یک حرکت ،

 از عداوت تا صمیمیت یک گذشت ،

 از شکست تا پیروزی یک شهامت،

 از عقب گرد تا جهش یک جرات ،

 از نفرت تا علاقه یک محبت ،

  از خست تا سخاوت یک همت ،

  از صلح تا جنگ یک جرقه لازم است.




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

http://dariush2.persiangig.com/image/ax/2FFC.jpg

از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:

 بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن

گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق

گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن

گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد

گفتم زیبا ترین لحظه؟  گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن

پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

عشـق یعنـی هـمون سـلام اول

عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب

عشق یعنی انفجار احساسات

عشق یعنی کم کردن فاصله ها

عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم

عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن

عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه

عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی

عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

The image “http://sardtarazsard.persiangig.ir/image/p271.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....

تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

 عشق مثل یه تیر میمونه که درست میخوره وسط قلبت اگه بزاری بمونه میمیری اگرم بخوای درش بیاری بازم میمیری




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

walentynki47.gif                                 walentynki47.gif




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

 شهر اول : نگاه و دلربایی

 شهر دوم : دیدار و آشنایی

 شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی

شهر چهارم : بهانه،فکر،جدایی

شهر پنجم : بی وفایی

شهر ششم : دوری و بی اعتنایی

شهر هفتم : اشک،آه،تنهایی





دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

تنها بنایی که اگر بلرزد ، محکمتر می شود ، دل است ...




دسته بندی :



*

نویسنده : manuel ; ساعت روز

 تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما بعد از ازدواج تقریبا هرچیزی می تواند سبب جدایی آنان شود!
 سامرست موام
 




دسته بندی :




نویسنده : manuel ; ساعت روز

زندگی قصه مرد یخ فروشی است که ازاو پرسیدند:فروختی؟ گفت:نخریدند،تمام شد!




دسته بندی :